خرید بک لینک
سلام بچه ها! من یه خرگوشم که می خوام واستون یه داستان جالب تعریف کنم. اون پسری که تو تصویر می بینین اسمش چارلیه. من هم خرگوش چارلیم. چارلی دوست منه. معلم منه. در حقیقت هر چیزی که من تو زندگیم بلدم رو از چارلی یاد گرفتم. وقتی چارلی کتاب می خونه بهم می گه […]

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: سه شنبه 23 آبان 1402 ساعت: 18:06

اون روز قرار بود برای اولین بار آلبرت موشه به همراه خواهرش آلیس به شهربازی موشها بره . آلبرت هیجان زده بود و ته دلش کمی هم نگران بود. اون نمی دونست که شهربازی چه جور جاییه و چه وسایلی داره .. آلیس با مهربونی گفت: “مطمینم که عاشق شهربازی میشی!” وقتی به شهربازی رسیدند […]

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: سه شنبه 23 آبان 1402 ساعت: 18:06

پرنده آبی و سگ و گربه دوستهای صمیمی هم بودند که توی یک پارک بزرگ زندگی می کردند و بیشتر وقتشون رو در کنار هم می گذروندند. یک روز صبح که مشغول آب بازی بودند پرنده آبی گفت:” همیشه توی هر کاری گربه نفر اوله و من نفر آخر! چرا؟؟ من می خوام اول باشم!” […]

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: دوشنبه 15 آبان 1402 ساعت: 14:37

جک و جیمی دو تا برادر دوقلو بودند که خیلی از کارها و علاقه هاشون شبیه به هم بود…اونها مثل هم نقاشی می کشیدند، می دویدند، دوچرخه سواری می کردند و می خندیدند و هر دوشون عاشق توپ بازی بودند . اما یک روز گرم تابستونی اتفاقی افتاد که نشون میداد جک و جیمی خیلی […]

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: دوشنبه 15 آبان 1402 ساعت: 14:37

قصه امروزمون در مورد دختر کوچولویی به اسم آواست. اون داره تلاش می کنه که با کمک مامانش کارهایی رو که مربوط به آداب درست غذا خوردن و رعایت بهداشت هست رو یاد بگیره و تمرین کنه .. اگر دوست دارید بدونید آوا چه کارهایی رو یاد گرفته به قصه امروزمون گوش کنید .. آوا […]

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: دوشنبه 15 آبان 1402 ساعت: 14:37

  هدیهدهی به کودکان در موقعیتهای مختلف میتواند یک چالش جالب باشد. انتخاب هدیهای که بیش از یک اسباببازی عادی بوده و میتواند به توسعه مهارتهای کودک کمک کند، چیزی بسیار مهم است. یکی از بهترین گزینهها برای هدیه تولد کودکان، آجره است. در این مقاله به معرفی مفهوم آجره، مزایای هدیه دادن آجره به […]

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: دوشنبه 15 آبان 1402 ساعت: 14:37

در نزدیکی شهر یک جاده طولانی و پوشیده شده از درخت وجود داشت. در ابتدای جاده یک خانه'>خانه خیلی کوچیک بود و درست در انتهای جاده یک خانه خیلی بزرگ قرار داشت. در خونه کوچیک که درست در کنار یک رودخانه زیبا بود یک موش کوچولو زندگی می کرد. در خونه بزرگ هم که لا […]

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: دوشنبه 15 آبان 1402 ساعت: 14:37

آلبرت و خواهرش آنی موش کوچولوهایی بودند که توی حیاط یک خونه بزرگ زندگی می کردند. یک روز گرم تابستانی که آلبرت و آنی روی درخت مشغول بازی بودند. آلبرت چشمش به ماشین آدمهایی که اونجا زندگی می کردند افتاد و گفت:” اون بچه ها دارند به همراه مامان و باباشون به سفر میرن .. […]

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: چهارشنبه 3 آبان 1402 ساعت: 19:06

  روزی روزگاری توی یک باغ پر گل زنبوری زندگی می کرد به اسم طلایی، طلایی خیلی دلسوز و مهربون بود و همیشه رفتار خوب و محبت آمیزی با بقیه حشرات و حیوانات باغ داشت. یک روز صبح طلایی مثل همیشه از خواب بیدار شد ، اون آماده بود تا یک روز پرکار دیگه رو […]

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: چهارشنبه 3 آبان 1402 ساعت: 19:06

صفحه بندی